سيد علي اكبر قرشي
193
قاموس قرآن ( فارسي )
طه : 85 . آن در قرآن به خدا و شيطان و ديگران نسبت داده شده است . مثل * ( « فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ الله » ) * روم : 29 . بعدا در اين زمينه مشروحا سخن خواهيم گفت . و دربارهء شيطان فرموده : * ( « وَيُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً » ) * نساء : 60 . ضالّ : منحرف از حق . گمراه . * ( « وَإِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ » ) * مطففين : 32 . * ( « وَوَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدى » ) * ضحى : 7 . دربارهء نسبت ضلالت به حضرت رسول و موسى عليهما السلام و نيز مراد از آن در سورهء حمد بعدا توضيح خواهيم داد . اضلّ : اسم تفضيل است . * ( « أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَأَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ » ) * مائده : 60 . تضليل : منحرف كردن . و گمراه و ضايع نمودن * ( « أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ » ) * فيل : 2 . آيا حيلهء آنها ، آنها را در انحراف و تباهى قرار نداد ؟ يعنى آنها تدبير ويرانى مكَّه را كرده بودند خداوند تدبيرشان را تباه ساخت . آنگاه كه حيلهء كسى را تباه و منحرف كنند گويند : « ضلَّل كيده » . مصدر در آيه بمعنى مفعول است . [ نظرى ببعضى از آيات ] * ( « فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الأُخْرى » ) * بقره : 282 . ضلالت در اين آيه بمعنى نسيان است بقرينهء * ( « فَتُذَكِّرَ » ) * و آن انحراف در ياد آورى است . حمزه كه يكى از قراء است « ان تضل » را شرطيّه خوانده ولى ديگران آن را بفتح الف خواندهاند و آن علت بودن دو نفر زن بجاى يكمرد است يعنى : اگر دو مرد نبود يكمرد و دو زن شاهد بگيريد تا در صورت نسيان يكى آنديگرى بوى تذكر دهد و ياد آور شود . از اين آيه مىشود بدست آورد كه فراموشى در زنان بيشتر از مردان است . و نيز مىشود : آن را شرط خواند و ضلال را بمعنى انحراف دانست يعنى : اگر يكى از اداى شهادت منحرف